آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - اساتيد و مشايخ امام خمينى رضوان اللّه تعالى عليه و عليهم - استادى رضا
اساتيد و مشايخ امام خمينى رضوان اللّه تعالى عليه و عليهم
استادى رضا
اساتيد امام (ره) از زبان ايشان
متن زير فرازهايى از زندگى حضرت امام خمينى ـ سلام اللّه عليه ـ مى باشد كه پس از توضيحات معظم له توسط فرزند گرامى ايشان حضرت حجةالاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى(ره) نوشته شده و سپس توسط حضرت امام اصلاح شده است.
بسمه تعالي…در خمين در مكتب خانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصيل را شروع و نزد مرحوم آقا شيخ جعفر و مرحوم ميرزا محمود(افتخارالعلماء) درس هاى ابتدائى, سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج ميرزا محمد مهدى(دائى) مقدمات را شروع و نزد مرحوم آقا نجفى خمينى منطق را شروع [كردم] و نزد حضرت عالى(آيت اللّه پسنديده) ظاهراً سيوطى و شرح باب حادى عشر و منطق و مسلّماً مطول مقدارى[خواندم].
در اراك كه سنه١٣٣٩قمرى براى تحصيل رفتم, نزد مرحوم آقا شيخ محمدعلى بروجردى مطول, و نزد مرحوم آقا شيح محمد گلپايگانى منطق, و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه[خواندم].
پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبدالكريم ـ رحمةاللّه عليه ـ (ظاهراً هجرت ايشان ١٣٤٠و نوروز١٣٠٠شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم اديب تهرانى موسوم به آقا ميرزا محمدعلى, و سطوح را نزد مرحوم آقا حاج سيد محمد تقى خوانسارى مقدارى, و بيشتر نزد مرحوم آقا ميرزا سيد على يثربى كاشانى تا آخر سطوح[خواندم] و با ايشان به درس خارج مرحوم آيت اللّه حائرى (حاج شيخ عبدالكريم) مى رفتيم و عمده تحصيلات خارج نزد ايشان بوده است و فلسفه را [نزد] مرحوم حاج سيد ابوالحسن قزوينى و رياضيات(هيأت و حساب) را نزد ايشان و مرحوم آقا ميرزا على اكبر شاه آبادى بوده است.
پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده اى از رفقا بحث داشتيم, تا آنكه مرحوم آقاى بروجردى ـ رحمةاللّه عليه ـ به قم آمدند. براى ترويج ايشان به درس ايشان رفتم و استفاده هم نمودم…١
١. حاج ميرزا محمدمهدى خمينى
بنابراين, اوّلين استاد امام ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ در درس هاى حوزوى دائى ايشان مرحوم حاج ميرزا محمد مهدى خمينى بوده است. درباره اين استاد همين قدر مى دانيم كه وى فرزند مرحوم آقا ميرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمينى المسكن,٢ پدر هاجر خانم, مادر امام ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ بوده است و متأسفانه فعلاً درباره اين پدر و پسر اطلاعاتى در دست نيست. حجةالاسلام و المسلمين احمدى خمينى كه از اعضاى بيت امام به شمار مى آمدند, نواده همين حاج ميرزا احمد بايد باشد.
٢. آقا نجفى خمينى
از ايشان هم اطلاعى در دست نيست.
٣. آيت اللّه حاج سيد مرتضى پسنديده
وى برادر بزرگ امام خمينى(ره) است كه در سال ١٣١٣در خمين متولد و در همانجا دروس مقدماتى را از اساتيد فراگرفت, و در سال١٣٢٧به اصفهان عزيمت كرد و آنجا ادبيات, منطق, كلام, فقه و اصول و هيأت و نجوم را نزد علماى اصفهان, از آن جمله بزرگانى مانند مرحوم حاج آقا رحيم ارباب و مرحوم آقا شيخ على يزدى٣و مرحوم تويسركانى٤و مرحوم آيت اللّه ميرمحمد صادق خاتون آبادى و آيت اللّه آقا سيد على نجف آبادى(ره) خواند وسپس به خمين مراجعت و حوزه درس تشكيل داد كه حضرت امام خمينى(ره) در زمره شاگردان آن بزرگوار بود٥.
٤و٥. آقا شيخ محمد گلپايگانى و آقا شيخ محمد على بروجردى
از اين دو عزيز هم اطلاعى نداريم.
٦. آقا عباس اراكى
آيت اللّه آقاى حاج شيخ عباس ادريس آبادى(ره) مدرس مدرسه آقاضياءالدين اراك است. آقاى دهگان درباره او مى نويسد: گمان نمى كنم كسى از فضلاى اين شهرستان باشد كه در مدرس آقا شيخ عباس, زانوى ارادت به زمين نزده باشد. آيت اللّه العظمى حاج شيخ محمد على اراكى هم از شاگردان وى بوده است.٦
٧. مرحوم آيت اللّه آقا ميرزا محمد على اديب تهرانى (متولد١٣٢٠در تهران و متوفاى١٣٦٩)
در كتاب آثارالحجة مى نويسد: حجت الاسلام آقا ميرزا محمدعلى اديب فرزند حاج ميرزا محمدتقى حكيم باشى از علماى عظام و مدرسين سطوح و ادبيات حوزه علميه, و داراى فضل و كمال و حسب و در بيست سالگى نزد آقا ميرزا كوچك و آقا شيخ بزرگ ساوجى ـ كه هردو از علماى بزرگ تهران بودند ـ به علوم ادبى پرداخته و خدمت آقا شيخ عبدالحسين رشتى در س خوانده و در اراك و قم از محضر آيت اللّه العظمى حائرى بهره مند شده است.
ايشان با اينكه به ادبيات شهرت داشتند و از همين جهت به لقب اديب ملقب بودند, آن طور كه صاحب آيينه دانشوران مى نويسد از مدرسين فقه واصول حوزه هم به شمار مى آمدند. از آثار ايشان كتابى است در علم صرف به نام صراف الصرف و ديگر ى حاشيه اى بر مغنى اللبيب ابن هشام كه هيچ كدام چاپ نشده است.
يكى از چاپ هاى مفاتيح الجنان به تصحيح ايشان است كه اعراب گذارى و تصحيحِ آن چاپ مى تواند گواه خوبى بر مقام ادبى آن بزرگوار باشد.
قبر اين استاد بزرگوار در يكى از مقبره هاى قبرستان نو (قبرستان حاج شيخ) قم است.
٨. مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمّدتقى خوانسارى (متولد ١٣٠٥و متوفاى ١٣٧١)
اين سيد جليل القدر و بزرگوار در نجف از درس آخوند خراسانى, صاحب كفايه و سيد محمّد كاظم يزدى صاحب, عروةالوثقى و شريعت اصفهانى و آقاضياءالدين عراعى و ميرزاى نائينى و حاج شيخ على قوچانى استفاده كرد.
در سال١٣٤٠يعنى سال تأسيس حوزه به قم آمد و از مدرسين بنام حوزه بود. حضرت امام خمينى قسمتى از سطح فقه را نزد ايشان خوانده اند. از آثار علمى آقاى خوانسارى حاشية عروةالوثقى و رساله عمليه فارسى و نيز بخشى از تقريرات بحث كتاب طهارت ايشان به قلم آيت اللّه حاج شيخ محمد على اراكى چاپ شده است.٧
در جنگ بين المللى اوّل كه عراقى ها عليه استعمار انگليس به رهبرى مراجع تقليد و روحانيت به مبارزه برخاستند, مرحوم آيت اللّه خوانسارى همگام با ميرزاى شيرازى كوچك و حاج سيد مصطفى كاشانى در اين جنگ شركت داشتند و اصولاً مرحوم خوانسارى در دوران عمرش آن جمله فريبنده (ديانت از سياست جداست) را قبول نداشت و در صحنه هاى سياسى وارد مى شد.
امام خمينى ـ رضوان اللّه عليه ـ به اين عالم جليل بسيار علاقه مند بودند و گاهى از ايشان به عظمت ياد مى كردند; مثلاً يك جا فرمودند: (اين آخوند بود كه در عراق به جبهه رفت و به جنگ رفت و اسير شد, همين مرحوم آقاى خوانسارى ـ رضوان اللّه عليه ـ مرحوم آقا سيد محمدتقى خوانسارى يكى از اشخاصى است كه در جبهه رفت و جنگ كرد و اسير شد مدت ها هم اسير بود). قبر موحوم آيت اللّه خوانسارى در مسجد بالاسر حضرت معصومه كنار قبر مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى مزار مؤمنين است.
٩ـ مرحوم آيت اللّه آقا ميرزا سيد على يثربى كاشانى (متولد١٣١١و متوفاى١٣٧٩)
اين سيد جليل از شاگردان سيد محمدكاظم يزدى و شريعت اصفهانى و آقاضياءالدين عراقى و ميرزاى نائينى بوده و در سال ١٣٤١ به دعوت آيت اللّه حائرى مؤسس حوزه علميه قم وارد قم شد و تا سال١٣٤٧كه به كاشان رفتند, در قم تدريس مى كردند و نيز در درس آيت اللّه حائرى هم حاضر مى شدند.
امام خمينى سطح فقه و اصول را نزد ايشان مى خواندند و در سال١٣٤٥ به بعد شاگرد و استاد با هم در درس آيت اللّه حائرى حاضر مى شدند. از مرحوم آيت اللّه يثربى جز حاشيه عروةالوثقى و جزواتى در اصول فقه چيزى در دست نيست. قبر آن مرحوم در كاشان ـ پشت مشهد ـ زيارتگاه مؤمنين است. ٧٨
١٠ـ مرحوم آيت اللّه حاج سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى (متولد ١٣١٢ يا ١٣١٥ و متوفاى ١٣٩٦)
اين استاد عاليقدر از شاگردان سيد محمد تنكابنى صاحب حاشيه رسائل و حكيم ربانى مرحوم ميرزا حسن كرمانشاهى بوده و در سال تأسيس حوزه قم (١٣٤٠) به قم آمده و تا سال ١٣٤٩ كه به قزوين رفته است, در قم از درس مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى استفاده, و نيز مكاسب و رسائل و كفايه و اسفار و شرح منظومه تدريس مى كرده است. از تأليفات اوست رساله رجعت, رساله معراج, رساله معاد كه تقريرات بحث ايشان است و شرح دعاى سحر و رساله رد بر وهابيت و رساله اتحاد عاقل به معقول و چند رساله ديگر كه همه چاپ شده است.
قبر ايشان در رواق بالاسر حضرت معصومه ـ سلام اللّه عليها ـ است.٩
١١. مرحوم آيت اللّه آقا ميرزا على اكبر حكمى يزدى (متوفاى ١٣٤٤)
اين فيلسوف عاليقدر از شاگردان جهانگيرخان قشقايى و آقا محمدرضا قمشه اى بوده و مدّتى در تهران در مدرسه شيخ عبدالحسين تدريس داشته و اشخاصى مانند حاج ميرزا احمد آشتيانى ـ رحمةاللّه عليه ـ از درس او بهره مى بردند تا بالاخره به قم هجرت كرده و سال تأسيس حوزه قم در قم بوده كه تا سال رحلتش گروهى از طلاب و فضلاى آن روز قم از درس شرح منظومه و اسفار و شرح فصوص قيصرى و رياضيات و هيئت او استفاده كرده اند.
چند رساله يكى در ماهيّت و وجود در صد و پنج صفحه و ديگرى در معرفة النفس و معرفةالرب در يازده صفحه, و سومى در فن مساحت در شش صفحه به نام رسائل حكيمه و نيز سه رساله ديگر به نام مجموعه رسائل كلامى, فلسفى و ملل و نحل از ايشان چاپ شده است. و در مقدمه هر دو مجموعه شرح حال ايشان آمده است.
امام خمينى(ره) در تفسير سوره حمد كه بعد از انقلاب مى گفتند فرمودند:
ما كه آمديم قم (يعنى سال ١٣٤٠) مرحوم آقا ميرزا على اكبر حكيم خدا رحمتش كند در قم بودند وقتى كه حوزه علميه قم تأسيس شد… علما مى رفتند آنجا درس مى خواندند, مرحوم آقاى خوانسارى (آقا سيد محمدتقى) مرحوم آقاى اشراقى (آقا ميرزا محمد تقى) اين آقاى خوانسارى (آقا سيد احمد) مى رفتند پيش آقا ميرزا على اكبر درس مى خواندند.
مرحوم آقاى كمره اى مى نويسد: بعد از رحلت استاد (ميرزا على اكبر) الهيات اخص اسفار را با حضرت آيت اللّه آقاى خمينى مذاكره بينابين داشتيم.
مرقد اين فيلسوف بزرگ در قبرستان شيخان قم مى باشد.١٠
١٢. مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (متولد ١٢٧٦ و متوفاى ١٣٥٥)
اين استاد كم نظير از شاگردان شهيد حاج شيخ فضل اللّه نورى و ميرزاى شيرازى بزرگ و آخوند خراسانى و ميرزاى شيرازى كوچك و سيد محمد فشاركى بوده است. در سال ١٣٣٣ به ايران آمد و در حوزه علميه اراك كه حوزه كوچكى بود مشغول تدريس و افاده شد. در سال ١٣٤٠ به قصد زيارت حضرت معصومه(ع) به قم مشرف شد و به درخواست بزرگان علماى آن روز در قم ماند و عده اى از طلاب و فضلا كه در اراك از ايشان استفاده مى كردند به قم آمدند و حوزه علميه تأسيس و منشأ خيرات و بركات براى شيعيان و مسلمانان جهان شد.
از آثار مرحوم حاج شيخ كتاب الصلاة و درر الفوائد و حاشيه عروه و برخى رساله هاى عمليه است, كه همه چاپ شده است و تقريرات بحث فقه و اصول ايشان توسط چند نفر از شاگردانش نوشته شده كه تعدادى از آنها نيز به چاپ رسيده است. امام خمينى در همان سال ١٣٤٠ از اراك به قم آمدند و پس از چند سال كه مشغول خواندن فلسفه و سطوح عاليه فقه و اصول بودند از حدود سال ١٣٤٥ تا سال فوت استاد يعنى ١٣٥٥ از درس فقه و اصول اين علامه جليل بهره مند شدند و هميشه از ايشان با عظمت و تجليل ياد مى كردند. قبر آن مرحوم در مسجد بالاسر حضرت معصومه(ع) زيارتگاه است.
١٣. مرحوم آيت اللّه آقا ميرزا محمد على شاه آبادى (متولد ١٢٩٢ و متوفاى ١٣٦٩)
اين فيلسوف و عارف بزرگوار از شاگردان حاج ميرزا هاشم خوانسارى صاحب مبانى الاصول و حاج ميرزا حسن آشتيانى صاحب حاشيه رسائل و فيلسوف بزرگ ميرزا هاشم گيلانى و عارف بزرگوار ميرزا ابوالحسن جلوه و آخوند خراسانى و شريعت اصفهانى و ميرزا محمدتقى شيرازى بوده است.
در سال ١٣٤٧ به حوزه علميه قم آمدند و تا سال ١٣٥٤ كه به تهران هجرت كردند. مشغول افاده و تدريس بودند. در اين مدت هفت سال بيش از همه فضلا, حضرت امام خمينى(ره) از اين استاد عارف استفاده كردند و فصوص و مفتاح الغيب و منازل السائرين را نزد ايشان خواندند.
امام خمينى شيفته مرحوم شاه آبادى بودند و مكرر در صحبت هاى خود و نيز در بسيارى از آثار خود مانند مصباح الهدايه, اربعين, تعليقه بر فصوص و تعليقه بر مصباح الانس از ايشان به عطمت ياد و گاهى مطلبى نقل مى كنند.
مرحوم آقاى شاه آبادى تأليفات متعددى دارند كه برخى از آنها مانند رشحات البحار (همان تأليفى كه محتواى آن مورد عنايت حضرت امام خمينى هم بوده) و شذرات المعارف و مفتاح السعاده كه رساله علميه ايشان بوده چاپ شده است مرحوم آقاى شاه آبادى در مبارزه با رضاخان و طاغوتيان هم بسيار جدى بوده كه در اين رابطه مطالب زيادى در شرح حال ايشان ياد شده است. قبر آن مرحوم در صحن امام زاده حمزه حضرت عبدالعظيم در جوار قبر شيخ ابوالفتوح رازى مورد توجه خواص است.
١٤. مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمّدرضا نجفى اصفهانى مجسد شاهى (متولد ١٢٨٧ و متوفاى ١٣٦٢)
اين علامه ذوفنون سال ١٣٤٤ و نيز شش ماه از سال ١٣٤٦ را هنگامى كه علما و مدرسين اصفهان به قم هجرت كرده بودند, در قم بودند و در اين يك سال و نيم عده اى از فضلا و مدرسين آن روز حوزه علميه قم از درس فقه و اصول ايشان استفاده كردند كه از جمله آنها حضرت امام خمينى بود و بنا به نقل بعضى از علما حضرت امام خمينى و برخى ديگر از فضلاى آن روز مدتى هم كتاب نقد فلسفه دارون را نزد ايشان مى خوانده اند.
امام خمينى از اين استاد خود در درس فقه و اصول با احترام فراوان ياد كرده و در كتاب مكاسب محرمه قسمت زيادى از رساله روضةالغناء كه در مسأله غناست نقل فرموده و آن را بهترين نوشته در اين زمينه دانسته اند. و نيز در بحث الفاظ اصول فقه در بحث مجاز, مبناى اين استاد را نقل و تحكيم كرده اند.
مرحوم حاج شيخ محمدرضا از مشايخ اجازه حديث امام خمينى هم بوده اند كه در اوّل كتاب اربعين خود به آن اشاره كرده اند. مرحوم حاج شيخ حدود سى تأليف دارد كه مشهورترين آنها وقايةالاذهان, نقد فلسفه دارون و امجديه است كه هرسه چاپ شده است. آن مرحوم در ادبيات عرب بسيار ماهر بوده, ديوان اشعار ايشان كه اخيراً منتشر شده است مى تواند گواه صادق اين مطلب باشد. قبر ايشان در تخت فولاد اصفهان در بقعه خانوادگى ايشان است.١١
١٥.مرحوم آيت اللّه حاج آقا حسين بروجردى (متولد ١٢٩٢ و متوفاى ١٣٨٠)
اين مرجع بزرگوار پس از تحصيل در حوزه اصفهان و استفاده از بزرگانى مانند سيد محمد باقر درچه اى و جهانگيرخان قشقايى در نجف از درس آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى و شريعت اصفهانى استفاده كرد و در سال ١٣٢٨ به بروجرد زادگاه خود بازگشتند. حدود سى و پنج سال در بروجرد مشغول تحقيق و تأليف بودند. در سال ١٣٦٤ براى معالجه به تهران آمدند و پس از معالجه به درخواست علماى بزرگ قم از جمله امام خمينى(ره) براى زعامت حوزه علميه قم در قم اقامت كردند. برخى از تأليفات ايشان عبارتند از: حاشيه عروه و رسائل عمليه و جزوه اى در شرح حال بيت معظمشان چاپ شده اند.
امام خمينى كه هنگام ورود آيت اللّه بروجردى ٤٥ سال داشتند مدتى طولانى در درس اين فقيه اهل بيت شركت مى كردند; كه به نظر برخى از اساتيد اين شركت فقط به خاطر احترام و ترويج از مقام مقدس آيت اللّه بروجردى بوده است. امّا تواضع و صداقت حضرت امام خمينى(ره) را مى توانيم از آنچه آيت اللّه پسنديده از ايشان نقل كرده اند لمس كنيم. ايشان مى نويسد:
بعد از وفات مرحوم حائرى, آيت اللّه بروجردى به قم آمدند و حضرت امام با اينكه از نظر علميت در سطح بسيار بالايى قرار داشت, براى ترويجِ آقاى بروجردى به درس ايشان مى رفتند و خودشان مى گفتند كه من از درس آقاى بروجردى خيلى استفاده كردم.
يكى از تأليفات امام(ره) تقريرات درس آيت اللّه بروجردى است كه گويا نسخه آن هم موجود باشد. قبر مرحوم آيت اللّه بروجردى در مسجد اعظم قم زيارتگاه اهل ايمان است.
١٦. مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى (متوفاى ١٣٤٣هـ.ق)
اين مرد بزرگ در نجف اشرف از فقه مرحوم حاج آقا رضا همدانى صاحب مصباح الفقيه و در اصول از مرحوم آخوند خراسانى صاحب كفاية الاصول و در اخلاق و سير و سلوك از مرحوم ملا حسينقلى همدانى متوفاى ١٣١١ بهره ها برده و در سال ١٣٢١ به ايران آمده و در تبريز زادگاه خود اقامت گزيده و در سال ١٣٢٩ به قم هجرت كرده است. او را مؤلفاتى است مانند: اسرارالصلاة, المراقبات, لقاءاللّه و حاشيه غايةالقصوى ترجمه عروةالوثقى, كه سه كتاب اوّل چاپ شده و نسخه خطى چهارمى هم نزد اين جانب موجود است.
از سال ١٣٤٠ كه حوزه علميه قم تأسيس شده تا سال ١٣٤٣ كه ايشان رحلت كرده است از درس اخلاق او عالمان بسيارى استفاده كرده اند كه يكى از آنها امام خمينى(ره) بوده است. البته مرحوم ملكى دو درس اخلاق داشته اند: يكى در مدرسه فيضيه براى عموم و يكى در منزل براى خواص كه امام خمينى در درس اخلاق منزل شركت مى كردند. امام خمينى در تأليفات خود از كتاب هاى ايشان مطلب نقل مى كند و در كتاب سرّالصلوة به مطالعه كتاب هاى ايشان سفارش مى كند و مى فرمايد: (از علماى معاصر كتب شيخ جليل القدر عارف باللّه حاج ميرزا جواد تبريزى (قدس سره) را مطالعه كن). قبر مرحوم ملكى در قبرستان شيخان قم مورد توجه خواص است.١٢
١٧. مرحوم آيت اللّه حاج سيد محسن امين (مؤلف كتاب پرارج اعيان الشيعه, متولد ١٢٨٥ و متوفاى ١٣٧١)
از مشايخ حديث امام خمينى بوده اند كه در اوّل كتاب اربعين فرموده اند:
(اخبرنى اجازة مكاتبة و مشافهة عدة من المشايخ العظام والثقات الكرام منهم: السيد السند الفقيه المتكلم الثقه العين الثبت العلامة السيد محسن الامين العاملى). قبر ايشان در زينبيه دمشق مورد توجه شيعيان است.
١٨. مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عباس قمى (مؤلف سفينةالبحار و آثار فراوان ديگر, متولد حدود ١٢٩٤ و متوفاى ١٣٥٩)
ايشان نيز از مشايخ روايت امام خمينى(ره) بوده است كه در اوّل همان كتاب اربعين فرمود:
(ومنهم الشيخ العالم الجليل المتعبد الثقه الثبت الحاج الشيخ عباس القمى). قبر اين بزرگوار در نجف اشرف در صحن مطهر در يكى از ايوان ها كنار قبر استادش حاجى نورى است.
١٩. مرحوم آيت اللّه سيد ابوالقاسم دهكردى اصفهانى (متولد ١٢٧٢ و متوفاى ١٣٥٣)
ايشان نيز از مشايخ روايت امام خمينى بوده اند كه در اوّل اربعين به آن اشاره شده است. جناب آقاى سيد مصلح الدين مهدوى درباره ايشان مى نويسند: (فقيه مجتهد اصولى عالم فاضل از اعاظم مجتهدين و مدرسين اصفهان بود. در سامراء از خدمت ميرزاى بزرگ شيرازى و در نجف نزد شيخ زين العابدين مازندرانى و حاج ميرزا حسين نورى تلمذ فرموده است). در اصفهان در مدرسه صدر تدريس و مركزفتوا و مراجعات مردم بود. سپس نام شانزده جلد از تأليفات ايشان را كه از جمله رساله عمليه و حاشيه بر جامع عباسى و حاشيه بر نخبه حاجى كلباسى است, نام مى برد. مرحوم دهكردى در اصفهان در زينبيه مدفون است.
امام خمينى(ره) در آغاز كتاب اربعين از مشايخ روايت خود اين سه نفر و حاج شيخ محمدرضا مسجدشاهى را كه قبلاً ياد شد, نام مى برد و سپس مى فرمايد: (طريق اين چهار نفر به شيخ انصارى مى رسد و ما طرق ديگرى هم داريم كه به شيخ انصارى منتهى نمى شود و در اينجا آن طرق ديگر را ذكر نكرديم). و متأسفانه نويسنده فعلاً از آن مشايخ اجازه كه ذكر نشده اطلاعى ندارد.
٢٠. مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمدتقى بافقى يزدى (متولد ١٢٩٢ و متوفاى ١٣٦٥)
اين عالم متقى و مجاهد در فقه و اصول از شاگردان آخوند خراسانى و آقا سيد محمد كاظم يزدى و در اخلاق از تلامذه مرحوم سيد احمد كربلائى شاگرد ملا حسينقلى همدانى است و در حديث از سيد حسن صدر استفاده كرده بود. در سال ١٣٣٧ به ايران آمد و در قم ساكن شد و در سال ١٣٤٠ كه مرحوم آيت اللّه حائرى براى زيارت به قم آمدند, از كسانى كه خيلى اصرار به ماندن آن جناب در قم كردند, مرحوم بافقى بود و پس از تأسيس حوزه هم مرحوم بافقى براى مرحوم آيت اللّه حائرى در اداره حوزه بازوئى قوى بود.
مرحوم بافقى در سال ١٣٤٦ به خاطر امر به معروف و نهى از منكر و اعتراض علنى به رضاخان مورد خشم آن زنديق قرار گرفت و در كنار حرم حضرت معصومه(س) خود رضاخان با كمال بى حيائى آن مرحوم را مورد هتك و ضرب قرار داد و سپس او را در تهران زندانى و سپس به حضرت عبدالعظيم تبعيد نمود كه آن بزرگوار تا آخر عمر يعنى مدت نوزده سال در حضرت عبدالعظيم ساكن بود. امام خمينى(ره) به اين عالم مجاهد هم به خاطر تقوى و هم به خاطر آن روحيه والايى كه داشت بسيار اظهار ارادت مى نمود. آقاى رازى در مقدمه كتاب التقوى و ما ادراك ما التقوى مى نويسد:
امام خمينى در درس اخلاق خود كه در مدرسه فيضيه افاده مى كرد, مى فرمود: هركس بخواهد در اين عصر مؤمنى را زيارت و ديدار كند كه شياطين تسليم او و به دست وى ايمان مى آورند, مسافرتى به شهر رى نموده و بعد از زيارت حضرت عبدالعظيم آقاى بافقى را زيارت كند و گاهى اين شعر معروف را هم مى خواندند:
چه خوش بود كه برآيد به يك كرشمه دو كار
زيارت شه عبدالعظيم و ديدن يار
قبر مرحوم بافقى در رواق بالاسر حضرت معصومه است كه متأسفانه سنگ قبر ايشان را برداشته اند. تقاضاى نويسنده از مسئولين حرم مطهر اين است كه آن سنگ را در جاى خود نصب و مردم و زائرين را به فيض برسانند.١٣پاورقى ها
١. مجله حضور, شماره١, ص٥.
٢. امام خمينى(ره) آن مرحوم را چنين معرفى كرده اند. ر.ك: مجله حضور, ش١, ص٥.
٣. در تذكرةالقبور يا دانشمندان و بزرگان اصفهان آمده است: آقا شيخ على مدرس يزدى, تمام سطوح فقه و ادبيات عرب را در مدرسه صدر تدريس مى فرموده و عده اى كثير از محضرش مستفيد شدند. عمرى را به قناعت و زهد و استغناى طبع گذرانيد و از راه تصحيح كتب اعاشه مى كرد, در سال ١٣٥٣ وفات يافته و در يكى از اطاق هاى شمالى تكيه بروجردى مدفون گرديد.
٤. شايد مقصود حاج ميرزا محمد باقر تويسركانى (١٢٩٣ـ١٣٧٤) باشد كه در تذكرةالقبور او را چنين معرفى كرده است: فرزند مرحوم حاج ميرزا عبدالغفار و از شاگردان پدرش و حاج ميرزا بديع درب امامى و آخوند كاشى و آقا سيد محمد باقر درچه اى است. فقيهى جامع و منزوى بود. جمعى از فضلا و دوستانش به منزل او رفته به مباحثه مشغول بودند. تأليفاتى از جمله حاشيه بر شرايع و حاشيه بر شرح لمعه دارد.
٥. به ويژه نامه آيت اللّه پسنديده در مجله حضور و نيز به گنجينه دانشمندان, ج٢ رجوع شود.
٦. نگاه كنيد به شرح احوال آيت اللّه العظمى اراكى تأليف اين جانب, ص١٤٣.
٧. ضميمه كتاب طهارت آيت اللّه اراكى.
٨. شرح حال مفصل اين بزرگوار را در مجله نور علم بخوانيد.
٩. شرح حال ايشان را به قلم آيت اللّه حسن زاده آملى در كتاب آسمان معرفت بخوانيد.
١٠. آقاى حاج ميرزا خليل كمره اى(ره) كه از شاگردان ايشان بوده شرح حال استادش را در مقدمه رساله حكميه نوشته است.
١١. شرح حال ايشان به طور مفصل در جلد دوم كتاب تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان, تأليف مرحوم سيد مصلح الدين مهدوى آمده است.
١٢. در كتاب گنجينه دانشمندان, ج٥, ص٤٢ آمده است: امام(ره) از محضر و بعضى مباحثات مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى استفاده اخلاقى نموده است و نيز در كتاب تاريخ حكماء تاليف حضرت آقاى سها, ص٦٧ آمده: آقا سيّد روح اللّه الموسوى الخمينى تلميذ حوزه اخلاق آقا ميرزا جواد آقاى ملكى. اين جانب هم ظاهراً به استناد اين نوشته ها مرحوم ملكى(ره) را از مشايخ امام(ره) دانسته ام.
امّا يكى از اعاظم ـ دامت بركاته ـ كه نوشته اين جانب را خوانده بود فرمود اين موضوع اصلى ندارد و امام(ره) از شاگردان حاج ميرزا جواد آقا نبوده است. مؤيد گفتار اين بزرگوار اين است كه امام هم آنجا كه از اساتيد خود ياد كرده اند از مرحوم ملكى نامى نبرده است.
١٣. قبلاً مقاله اى به عنوان مشايخ امام خمينى(ره) نوشته بودم كه مكرر چاپ شده است. مقاله حاضر اصلاح و تكميل شده آن مقاله است.